زندگی - تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 15:34
سلام، دلم میخواد ازین به بعد همش اینجا بنویسم از هرچی که داره اذیتم میکنه یا حتی فکرمو مشغول میکنه یاحتی گاها روزمرگیامصرفا یه دفتر یادداشتی که مهم نیست کسی میخونه یانه، مهم اینه که بنویسم تا مغزم بار سنگینی که داره به دوش میکشه اتدکی سبکتر بشهمثلا امروز نشستم زوتوپیا رو دیدم انیمیشن باحالی بود وپسن...
س ل ا م - تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 10:10
سلااااام.. ۰۳:۰۳ یعنی کی به فکرمه؟!!!
به وقت دلتنگی _ آشفتگی (امام رضاجانم) - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 18:26
هرکی خواست بخونه بگه که رمز بگم بهش ..
احوالات - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 18:26
مینویسم اینجا بماند به یادگاری برای بعدا هایی که نمیدونم کی هست وکی نیست.. چن روزه گوشیم خراب شده وبرای گارانتیش فرستادم تهران، امیدوارم درست بشه!!! :( الان باگوشی قدیمیم که خیلی وقتم بودخاموش بود آنلاینم.. سونی. Xperia X8 یادش بخیر.. اندرویدش قدیمیه دیگ همون موقع هم جز واتس برنامه. دیگه ای نصب نمیش...
. - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 18:26
سلام. کسی خواست بخونه؛ چه اشنا چه غریب ی نشونی بزارید. رمز بدم.. البته میدونم کسی نیست حتی غریبه چه برسه آشنا ولی برگشتنی حتما پیج وکانالم میزارم.. شاید حتی یک نفرخواست بخونه
ساز دلتنگی - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 18:26
کسی نیست شایدم نباشه ولی مینویسم ختی فقط برای خودم،اما اگرکسی نام ونشونی بده رمزمیدم بهش..
۹۹ - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 23:16
سلام. عیدتون مبارک.. بهترینا قسمت همهسال جدید پراز خوشی وخنده برای همه باشه ان شاءالله..
به وقت دلتنگی _ آشفتگی - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 4:44
این حجم ازسکوت وتنهایی غیرقابل باور وتحمله.. دارم دیوونه میشم.. ناسلامتی امشبم میخواستم زودتر بخوابماخیلی بده که این حجم ازتنهاییات هی روزبه روز وهرلحظه بیشتر وبیشتر داره میشه. کلی دلم گرفته ولی اونقدری بغض حجمش زیاده که نمیزاره حرفی به زبون بیارم حتی.........
کمی خودمانی ۳ - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 4:31
خیلی ناراحتم.. هرچقدر مثل آدم رفتار میکنم،رفتاری به مراتب حیوانی تر میبینم ....
سکوت .... - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 4:31
چقدر سوت وکوررررر ..... چقدر خالیه همه جا .... این همه سکوت وحشتناک .....
خدای من شرمندتم .... - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 4:31
خدا.. خدا خیلی خیلی زیاد کارش درسته،یعنی ی چی میگم ی چی میشنویا ماها واقعا نادونیم،بندگی خدا رو نمی کنیم درست درمون ولی خدا بابزرگیش خوب شرمندمون میکنه.. کاش ماها بنده شکرگزاری بودیم به قول یکی خداهمون خدایی که مامیخواییم،کاش ماهم همون بنده ایم بودیم ومیشدیم که خدا میخواد (نقل قول هس ودقیق یادم نیست...
رفیقِ شفیقم .... - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 4:31
این دفعه هیچ دلم نمی خواست رمزدار بنویسم ولی بعدنوشتنم فهمیدم زیادی چرت وپرت گفتم به جهت انشایی متن واینجور چیزا خلاصصه خجالت کشیدمازتمام شاعرا ونویسندگان قدما ومعاصر وواسه همین رمزدارش کردم اماکسیبخواد بخونه (که میدونم کسی حتی اینجارو یادش نیست چه برسه خوندن) ولی به هرحال رمز ومیدم بهش
به وقت دلتنگی - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 4:31
چه روزا وشبایی رودارم میگذرونم.. خیلی دلگیر خودمم نمیدونم چم شده، شدم مثل بچه ۴،۵ساله کافیه بگن بالا چشمت ابروعه گریه میکنم.. کم طاقت تر شدمدیگه خودمم حوصله خودمو ندارم چه برسه دیگران..هووووف حرف که خیلی زیاده ولی..بیخیالش اصلا:)